محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى

185

نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )

از جام عشرت نچشيدند و دوران مسلب « 1 » و روزگار متغلب چندان امان نداد كه زمانى بر مسند آرام و آسايش بنشينند و آنقدر ابواب مهلت بر روى اميدشان نگشاد كه در چمن دولت و باغ سعادت ميوه‌اى از نهال مقصود بچينند . مصداق اين مقال و كيفيت اين احوال آنكه در آنزمان كه اسمعيل خان قزوين را گذاشته به طرف گيلان شتافت و در آنجا توقف نكرده از راه طارم و خلخال به آذربيجان رفته به اردوى همايون اتصال يافت و شرح استيلاى امراى مخالفت آثار را معروض راى نواب شاهزادهء عاليمقدار گردانيد . از استماع اين مقال لازم الملال ، نايرهء غيرت و حميت از خاطر شاهزادهء حمزه مآثر زبانه بر اوج زبانا كشيد و با بعضى از امراى فراست انديشه [ 102 ] و عظماى كياست پيشه مطارحهء دفع اين قضيهء موحشه و رفع اين بليهء مستوحشه نموده لواى توجه بمدافعهء آن جماعت بد عاقبت برافراشت و اردوى معلى را با بعضى از اركان دولت ، در خدمت نواب اعلى در تبريز گذاشت و با موازى چهار هزار كس از قورچيان عظام و غازيان بهرام حسام بصوب دار السلطنهء قزوين عنان نصرت قرين به قصد مصاف انعطاف داد و امراى معاندت شعار ، چون از توجه موكب شاهزادهء نامدار خبردار گشتند ، باستقلال تمام با آن سپاه بد سرانجام ، در ركاب سعادت انتساب طهماسب ميرزا ، باستقبال موكب جلال رايت نهضت برافراشتند و بعد از طى مراحل در نواحى صاين قلعه تقارب فريقين وقوع يافته ، از طرفين پاى ثبات و قرار استوار داشته همت بر مدافعهء يكديگر گماشتند . صف آراى گشتند مردان كار * صف آراستند از پى كار زار ز هر سو دليران مرد آزماى * بميدان مردى نهادند پاى ز جا توسن كين برانگيختند * به خون خاك ميدان برآميختند

--> ( 1 ) - م : ان روزگار متقلب